روزهای تنهایی

چند هفته ای است که روزهای جمعه همکاران دانشگاه نمی آیند ومن بخاطر برگزاری کلاس هستم وامورمربوط به اتاق اساتید وآزمونهای میان ترم راانجام می دهم امروز جمعه به دعوت دوستان کانون دانشجویی هلال احمر که نسبت به بنده لطف دارند قراربود درقالب اردوی علمی یک روزه درچاهک باشیم اما بخاطر حضور درمحل کار درنوبت صبح میسرنخواهدبود امیددارم سعادت داشته باشم درنوبت بعدظهر شرکت نمایم کانون دانشجویی هلال احمر چندماه گذشته بدلیل نداشتن فضای فیزیکی وکم توجهی جمعیت ودانشگاه بحالت تعطیل درآمده بود که اخیرا باآماده شدن اتاق فعالیت کانون مجددا آغازشده است درسالهای گذشته خانم ها صغری قدمی روشن - زهرا مرادی - لیلا نظری - دولتخواه وآقای حسن فرهادی و اخیرا خانم حمیده فرهادی بعنوان دبیر پیگیر فعالیت کانون می باشد باتوجه به جدیتی از مجموعه ای فعلی سراغ دارم درصورت حمایت می توانند کانون به جایگاه قابل قبولی برسد هفته گذشته دو رویداد مهم اتفاق افتاد برگزاری روز معلم درسالن فنی وحرفه ای گرچه مراسم بانام معلم مزین شده بود اما حضورکم تعداد اساتید واظهار بی اطلاعی غالب اساتید قابل تامل بود. رویداد دیگر شرکت برخی از اساتید - کارکنان ودانشجویان درنمایشگاه کتاب بود

سیمین بهبهانی
دوباره می سازمت وطن!
اگر چه با خشت جان خویش
ستون به سقف تو می زنم،
اگر چه با استخوان خویش
دوباره می بویم از تو گُل،
به میل نسل جوان تو
دوباره می شویم از تو خون،
به سیل اشک روان خویش

دوباره ، یک روز آشنا،
سیاهی از خانه میرود
به شعر خود رنگ می زنم،
ز آبی آسمان خویش
اگر چه صد ساله مرده ام،
به گور خود خواهم ایستاد
که بردَرَم قلب اهرمن،
ز نعره ی آنچنان خویش
کسی که « عظم رمیم» را
دوباره انشا کند به لطف
چو کوه می بخشدم شکوه ،
به عرصه ی امتحان خویش
اگر چه پیرم ولی هنوز،
مجال تعلیم اگر بُوَد،
جوانی آغاز می کنم
کنار نوباوگان خویش
حدیث حب الوطن ز شوق
بدان روش ساز می کنم
که جان شود هر کلام دل،
چو برگشایم دهان خویش
هنوز در سینه آتشی،
بجاست کز تاب شعله اش
گمان ندارم به کاهشی،
ز گرمی دمان خویش
دوباره می بخشی ام توان،
اگر چه شعرم به خون نشست
دوباره می سازمت به جان،
اگر چه بیش از توان خویش

شعري از علي صالحي ديدم كه فراخور حال همگي ماست!

سلام!
حال همه‌ی ما خوب است
ملالی نيست جز گم شدنِ گاه به گاهِ خيالی دور،
که مردم به آن شادمانیِ بی‌سبب می‌گويند
با اين همه عمری اگر باقی بود
طوری از کنارِ زندگی می‌گذرم
که نه زانویِ آهویِ بی‌جفت بلرزد و
نه اين دلِ ناماندگارِ بی‌درمان!
تا يادم نرفته است بنويسم
حوالیِ خوابهای ما سالِ پربارانی بود
می‌دانم هميشه حياط آنجا پر از هوای تازه‌ی باز نيامدن است
اما تو لااقل، حتی هر وهله، گاهی، هر از گاهی
ببين انعکاس تبسم رويا
شبيه شمايل شقايق نيست!
راستی خبرت بدهم
خواب ديده‌ام خانه‌ئی خريده‌ام
بی‌پرده، بی‌پنجره، بی‌در، بی‌ديوار … هی بخند!
بی‌پرده بگويمت
چيزی نمانده است، من چهل ساله خواهم شد
فردا را به فال نيک خواهم گرفت
دارد همين لحظه
يک فوج کبوتر سپيد
از فرازِ کوچه‌ی ما می‌گذرد
باد بوی نامهای کسان من می‌دهد
يادت می‌آيد رفته بودی
خبر از آرامش آسمان بياوری!؟
نه ری‌را جان
نامه‌ام بايد کوتاه باشد
ساده باشد
بی حرفی از ابهام و آينه،
از نو برايت می‌نويسم
حال همه‌ی ما خوب است
اما تو باور نکن!
بيا برويم رو به روی بادِ شمال
آن سوی پرچين گريه‌ها
سرپناهی خيس از مژه‌های ماه را بلدم
که بی‌راهه‌ی دريا نيست.
ديگر از اين همه سلامِ ضبط شده بر آدابِ لاجرم خسته‌ام
بيا برويم!
آن سوی هر چه حرف و حديثِ امروزست
هميشه سکوتی برای آرامش و فراموشی ما باقی‌ست
می‌توانيم بدون تکلم خاطره‌ئی حتی کامل شويم
می‌توانيم دمی در برابر جهان
به يک واژه ساده قناعت کنيم
من حدس می‌زنم از آوازِ آن همه سال و ماه
هنوز بيت ساده‌ئی از غربتِ گريه را بياد آورم.
من خودم هستم
بی خود اين آينه را رو به روی خاطره مگير
هيچ اتفاق خاصی رخ نداده است
تنها شبی هفت ساله خوابيدم و بامدادان هزارساله برخاستم.
دارم هی پا به پای نرفتن صبوری می‌کنم
صبوری می‌کنم تا تمام کلمات عاقل شوند
صبوری می‌کنم تا ترنم نام تو در ترانه کاملتر شود
صبوری می‌کنم تا طلوع تبسم، تا سهم سايه،‌ تا سراغِ همسايه …
صبوری می‌کنم تا مَدار، مُدارا، مرگ …
تا مرگ، خسته از دق‌البابِ نوبتم
آهسته زير لب … چيزی، حرفی، سخنی بگويد
مثلا وقت بسيار است و دوباره باز خواهم گشت!
هِه! مرا نمی‌شناسد مرگ
يا کودک است هنوز و يا شاعران ساکتند!
حالا برو ای مرگ، برادر، ای بيم ساده‌ی آشنا
تا تو دوباره بازآيی
من هم دوباره عاشق خواهم شد!
سید علی صالحی

انجمن علمی حقوق

  1.  

بدو ن تردید یکی ازانجمن های علمی پویا دانشگاه که فعالیت قابل قبولی ارائه نموده انجمن حقوق می باشد انتشارنشریه تخصصی . برگزاری همایش های علمی باحضور قضات دادگستری وچهره های علمی رشته حقوق حرکت مثبت وروبه جلوتلقی می شود البته سایر انجمن ها کارهای روبصورت پراکنده انجمن داده اند که قابل قیاس باانجمن حقوق نمی باشد طبعا توفیقات انجمن ماحصل تلاش وجدیت دست اندرکاران انجمن وهدایت استاد ونکی استادرشته حقوق می باشد پنجشنبه گذشته دانشگاه میزبان دکتر حسین میرمحمدصادقی سخنگوی اسبق قوه قضائیه بود بنده توفیق حضور دراین همایش رانداشتم منتهی از طریق دوستان رشته حقوق درجریان کم وکیف برگزاری قرارگرفتم آنچه ازملاحظه وضعیت موجود ظرفیت علمی دانشجویان بدست می آید این است که باید بستر لازم فراهم  وآزادی عمل بیشتر به انجمن ها داده شود تا قدرت مانور بیشتر داشته باشند آرزوی موفقیت برای دانشجویان انجمن دارم

گزارش تصویری؛ دکتر میرمحمدصادقی مهمان آفتاب

 

۱۲ اردیبهشت روز معلم وشهادت استاد مطهری براساتید محترم گرامیباد

 

 

گول حرف هایتان راکه خوردم

درست چندساله بودید؟

هنوز شبها هزیان می گویم و

هنوز پرت وپلاهای عاشقانه بلغور می کنم

دنیابرای شما عالیجنابان !

کوچه هاراولی به عاریت ببرید

ودیوارها که همه قاتلند

ته نیاز بود

آئینه ی اتاقتان بودن

تا ته کشیدنم

طرح سایه روشن لبهایتان مانده بود

طعم گس بوسه های ناربوده

خطوط زیرچشم هایم راکه تخفیف بدهی

به بانویی هیجده ساله می رسی

باچشم هایی فسیل شده

بهانه دستت می دهم ولی

کوچه های شهر من همه بن بستند

اگر آمدی ازدریا بپرس

نشانی بانوی گمنام سپید

نشانی پیردختر پشیمان شهریور

مریم ایروان پور

دانشجوی رشته حقوق گناوه  - برگزیده جشنواره سراسری شعرادب رشت